
آرزوی من......
زيبايي دنيا را تنها آن لحظه که به چشمان تو نگريستم دريافتم
و از آن پس هيچ لحظه اي از عمرم بدون انديشه تو سپري نشد
اگر عمر من تنها يک شب باشد آرزو دارم همان يک شب را با تو بگذرانم
چرا که محبوبم اين دنيا تنها هنگامي زيباست که در کنار تو باشم
عشق من تمناي زندگي با تو را در دل دارم
و دوست دارم هر شب در عشق تو ذوب گردم ...
من دل بسته عشق تو شدم و ديدي که به عشقت پاسخ دادم
تو اجازه دادي که عشقت را در دل احساس کنم
پس با قلبم تو را صدا ميزنم ...
شاعر:بهاره
پیامدهای مجرد زیستن دخترهای جوان!
متأسفانه در سالهاى اخير عوامل مختلفى از جمله نبود زمينه اشتغال، اسكان، ادامه تحصيل، بالا رفتن هزينههاى زندگى، دگرگون شدن معيارهاى انتخاب همسر و ... سبب افزايش سن ازدواج و حتى ناتوانى بسيارى از دختران و پسران براى ازدواج شده است. همچنين تجملاتى شدن مراسم ازدواج كه بسان مانعى آهنين در مقابل جوانان قرار گرفته، آئينهاى توخالى و بىهويت، انتظارات نامعقول، هزينههاى سرسامآور و چشم و همچشمىها، جوانان را از ازدواج باز مىدارد. اين فرايند در حالى است كه روزگارى دختران پس از اينكه به سن بلوغ مىرسيدند و از چهارده، پانزده سالگى مىگذشتند راهىِ خانه بخت شده، كمتر دخترى را مىديديد كه از بيست سال گذشته و هنوز در خانه پدر زندگى كند، مگر اينكه مشكلى داشته باشد. اما دختران امروز اغلب بلافاصله پس از پايان تحصيلات متوسطه، تمام سعى و تلاش خود را متوجه قبولى در دانشگاه مىكنند و در طول تحصيلات دانشگاهى فقط به پايان رساندن درس مىانديشند. پس از اين دوران نيز به دنبال يافتن شغلى مناسب راهى بازار كار مىشوند. با اين وجود آيا فرصتى براى ازدواج در بهترين سالهاى جوانى يك دختر پيش مىآيد؟ آيا رخنهاى كه ميان زندگى سنتى با وضع جديد جوامع ايجاد شده به نفع دختران است؟ اساسا كدام شيوه درست است، شكل و شيوه گذشته يا وضع جديد؟ آيا ميان اين دو، راهى وجود دارد كه بيشتر شيوههاى خوب براى بهبود زندگى دختران و زنان به كار گرفته شود؟
افزايش سن ازدواج دختران؛ آمار چه مىگويد؟
امروزه عواملى اجتماعى، فرهنگى، اقتصادى و ... باعث دگرگونى در شكل و محتواى ازدواج شده، اين اقدام مقدس را از سادهزيستى به سمت تجملگرايى، نيز از سادگى و صراحت به عاقبتانديشى مادى و رفاهطلبى سوق داده است!
مسائلى مانند گرايش دختران براى ادامه تحصيلات عالى، تمايل به زندگى مستقل، پايين بودن سطح درآمدها، نيز علاقه براى ازدواج با مردى كه داراى امكانات عالى باشد و استقلال مالى داشته باشد، همه دست به دست هم داده و موجب افزايش سن ازدواج دختران شده است. آمار شاهد اين مدعاست.
بر اساس نتايج حاصل از نظرخواهى "همايش ملى ارزشها و نگرشهاى جوانان" كه توسط سازمان ملى جوانان برگزار گرديد، در حالى كه بيشتر مسئولان ازدواج را از جمله مسائل اولويتدار در نظر مىگيرند، تنها 3/5 درصد پاسخدهندگان نظرسنجى، ازدواج را به عنوان هدف مهم خود در زندگى تلقى مىكنند. يعنى "ازدواج" در نگرش جوانان پس از اشتغال، تحصيل، مسائل مالى، افزايش مهارت، رسيدن به مقام و خدمت به مردم، در اولويت هفتم قرار داشته و تنها 4/4 درصد از پاسخدهندگان از ازدواج به عنوان نگرانى عمده خود ياد مىكنند. با چنين نگرشى دور از ذهن نخواهد بود كه شمار جوانان مجرد به ويژه دختران سالانه افزايش يابد. طبق اين آمار، متوسط سن ازدواج مردان در حال حاضر 7/26 و زنان 4/22 در سال است. اين افزايش براى مردان داراى رشد ساليانه معادل 6/0 درصد و براى زنان 5/0 درصد بوده است.
از منظرى ديگر جمعيت دختران مجرد تا 35 سال در كشور به شش ميليون و يكصد هزار نفر مىرسد. اين در حالى است كه جمعيت پسران مجرد تا 30 سال از چهار ميليون و سيصد هزار نفر تجاوز نمىكند. اگر همه آنان قصد ازدواج داشته باشند باز يك ميليون و هشتصد هزار دخترِ دمِ بخت بدون همسر مىمانند. زنان روستايى نيز از اين فرايند مستثنا نيستند. يادآورى اين نكته ضرورى است كه به دليل مهاجرت مردان روستايى به شهرها 41 درصد از زنان روستايى تاكنون ازدواج نكردهاند.
در اين حال رخداد ديگرى در حال انجام است. سازمان مديريت و برنامهريزى نيز قبلا اعلام كرده بود با تغيير موازنه جمعيتى در سال 1390، شمار پسران از دختران به تدريج پيشى خواهد گرفت، اين امر به گونهاى تغيير خواهد كرد كه نزديك به يك ميليون و هفتصد هزار پسر آماده ازدواج افزون بوده و براى ازدواج با كمبود دخترِ دم بخت روبهرو خواهند شد.
عوامل مختلف مجرد زيستن دختران
در نگاهى ساده زمانى كه صحبت از مشكلات و مسائل دختران و زنان بىهمسر است، دغدغه اصلى بر "همسر" متمركز مىشود. از اين ديدگاه زنان بايد زير پوشش يا سرپرستى مرد به عنوان "همسر" زندگى كنند تا از مشكلات و مسائل آنان كاسته و يا به طور كامل حل شود. اما نگاه چيره در سطح جامعه از اين نوع انديشه فاصله زيادى گرفته است.
از آنجا كه ازدواج امرى طبيعى، مشروع و منطقى در تمامى زمانها و در همه جوامع بشرى تلقى مىشود، خواه ناخواه زنانى كه در سنين ازدواج قرار دارند، اما مجرد ماندهاند، در وضعى نامعقول و غير عادى به نظر مىرسند.
اين در حالى است كه تجرد زنان و دختران جوان اينك به مسئلهاى جهانى تبديل شده است. برخى از مشكلات و مسائل اين دسته از زنان در اغلب كشورها همگون و يكسان است اما بخش ديگرى از آن خاص فرهنگها و خردهفرهنگها، قوميتها، اديان و مذاهب مختلف، سنتهاى خاص، ارزشها و سازههاى مرسوم جوامع گوناگون است.
در باره عوامل مختلف تنهايى دختران دكتر انور صمدىراد، استاد دانشگاه و آسيبشناس اظهار نظر مىكند. وى با بيان اينكه نگهدارى از يك يا چند تن از اعضاى خانواده كه دچار بيمارى يا پيرى، ازكارافتادگى و معلوليت هستند موجب مجرد ماندن تعدادى از دختران شده مىگويد: اين وضع در حالى است كه هيچ گونه پاداش مادى، بيمه، مستمرى و غيره به آنان تعلق نمىگيرد. همچنين بسيارى از دختران به خاطر نداشتن خانوادهاى برونگرا، معاشرتى و يا داشتن خانواده فقير، مشكلدار، متعصب يا گسسته و پريشان، مجال و فرصت ازدواج برايشان فراهم نشده است. در نتيجه به رغم تمايل و آمادگى شخصى بايد همچنان مجرد باقى بمانند.
دكتر صمدىراد مىافزايد: از سوى ديگر وجود برخى سنتها و آداب و رسوم مانند ازدواج دختران به ترتيب سن، لزوم موافقت پدر براى ازدواج، داشتن جهيزيه كامل، مهريه
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 5:35 بعد از ظهر توسط صادق
|