تبليغاتX
غریبه

غریبه

                                                                           

                             

  مقدمه:

میخام بگم که دانشگاه یعنی چی؟

امروزه دانشگاه شده جایی برای پودارها به قولی بچه مایه دارها باور کنید دانشگاه براشون

شده یه مکان خوب برای پز دادن وکلاس گذاشتن وخیلی هاشون هستن که چندین ساله که تو

دانشگاه هستن وخودشون هم نمیدونند دارند چی میخونن وکجای کارندواز رشته تحصیلی

خودشون هم خبر ندارند فقط هم دلشون به این خوشه  که ما دانشجوئیم وکلی پر ادعا...

خوب بچه مایه دارند دیگه!

باور کنید خیلی ها هستن که حقشونیست که توی این مکان مقدس باشند واونجا رو به گند

بکشند وهرکثافت کاری که دلشون خواست بکنند .

یکی از دوستان خودم که سال ۱۳۸۲رتبه ۱۱۲ تو دانشگاه تهران قبول شد  به خاطرمشکل

مالی نتونست بره دانشگاه ورهاش کردالبته خیلی ها هستن که این مشکل رو دارند

اونوقته که.................بگذریم

 

 
         دانشجويان شهرستاني تا يک قدمی
                  انصراف از دانشگاه

بسياري از دانشجوهاي شهرستاني که از شهرشان مهاجرت مي‌کنند و به تهران مي‌آيند، افت تحصيلي دارند که علت اصلي آن مشکلات متعددي است که پيش مي‌آيد. مثل مشکلات مالي، خوابگاه، غربت و دلتنگي. اين مشکلات آنقدر درگيرشان مي‌کند که ديگر دل و دماغ درس خواندن ندارند. بارها و بارها تا يک قدمي انصراف دادن مي روند و بر مي‌گردند...
بالاخره نتایج کنکور اعلام شد.حس غریبی داری.همخوشحالی هم نه.
قبول شده ای اما نه درشهر خودت تمام وجودت را تردید فرا گرفته
حال وروز پدر ومادرت هم بهتر از تونیست اما این راهی است که خودت
انتخاب کردی پس بهتر است تا انتهایش بروی...
باید دل از شانه های استوار پدرت بکنی باید از نگاههای مهربان مادرت
دور شوی باید با شهرت خداحافظی کنی وچمدانت را پر کنی از دعای
پدر مادرت وبه سمت تهران راه بیوفتی...
 
اینجا تهران است!
 

بالاخره نتايج کنکور اعلام شد. حس غريبي داري. هم خوشحالي و هم نه. قبول شده اي اما نه در شهر خودت. تمام وجودت را ترديد فرا گرفته، حال و روز پدر و مادرت هم بهتر از تو نيست. اما اين راهي است که خودت انتخاب کرده اي پس بايد تا انتها بروي... بايد دل از شانه هاي
اين جا تهران است
 
براي ثبت نام پدر همراهت مي آيد. قدم به غربت مي گذاري. اين جا تهران است. اينجا هيچ خبري از لبخندهاي آشنا و آن همه سادگي مردم شهرت نيست. اينجا آنقدر شلوغ است که شتر با بارش گم مي شود. تا آن جا که چشم کار مي کند آدم است و ماشين و سر و صدا. با پدرت سوار تاکسي مي شويد تا به دانشگاه برويد اما انگار اين ترافيک و چراغ قرمزها تمامي ندارند و سرانجام...
ديگران هم آمده اند مثل تو با پدر يا مادرشان. کم نيستند کساني که مثل تو غريبه اند. راحت تشخيص داده مي شوند از لهجه شان، از چهره شان، از نگاه هاي نگرانشان. همه در حالتي بين بيم و اميد سرگردانند. معلوم است آنها هم مثل تو تکه اي از دلشان را در شهرشان جا گذاشته اند.
صف ثبت نام هم شلوغ است، مثل خيابان‌ها. انگار اينجا دنياي ديگري است با آدم‌ها و لباس‌ها و زبان و ارزش‌ها و فرهنگ متفاوت. حتي زبانت را نمي فهمند مجبوري کمي مثل آنها شوي و همين نقطه شروع جدايي‌هاست. جدايي از زبان، فرهنگ و شَهرت.  بالاخره ثبت نام مي‌کني و تازه اين آغاز راه است...
 
اتاق يا قوطي کبريت؟
 
                                                                         
حالا بايد به دنبال خوابگاه بروي... با پدر راه مي‌افتيد. پدرت چمدان سنگينت را حمل مي‌کند اما بار مسئوليتش از آن هم سنگين تر است. از اين سر شهر به آن سر شهر دنبال خوابگاه مي‌گردي، بالاخره پيدا مي شود. ساختمان خوابگاه در مقايسه با خانه خودتان قوطي کبريتي بيش نيست. ممکن است نه از حياط خبري باشد و  نه از اتاق‌هاي تميز. اتاقت کوچک است تازه آن هم فقط مال تو نيست اگر خيلي خوش شانس باشي سه نفر ديگر هم با تو سهيم‌اند و اگر خوش شانس نباشي 5 يا 7 نفر ديگر از اتاق سهم مي برند.
اينجا همه چيز مشترک است: اتاق، حمام، دستشويي، آشپزخانه، يخچال... فقط همين را بدان که هم اتاقي ها اختلاف فرهنگ و سليقه دارند.
دل تنگي روزهاي اول
پدرت که از اسکانت هم آسوده خاطر شد مي‌خواهد برود اما دست و دلش مي لرزد، نگاهش نگران است، دلش راضي نمي‌شود اما چيزي نمي‌گويد تو را به خدا مي‌سپارد و مي‌رود. تازه مي‌فهمي چقدر تنها شده‌اي. يک لحظه تصميم مي‌گيري قيد همه چيز را بزني و به شهر خودت برگردي، خودت را در آغوش مادرت بيندازي و تا ابد از جايت تکان نخوري اما به هدفت که فکر مي‌کني، پشيمان مي‌شوي.  بغضي که اين چند روزه گلويت را مي‌فشرد حالا مي‌ترکد... مثل ابر بهار گريه مي‌کني. روزهاي اول سر و کارت با دل است. دلي که مي‌گيرد، دلي که تنگ مي‌شود، دلي که بهانه گير شده، دلي که ضعف مي‌رود براي نگاه مادر و لبخندهاي پدر. دلي که لک مي‌زند براي هواي پاک شهرت، دلي که در نهايت خوش مي‌شود به صداي زنگ تلفن و روزهاي قرمز تقويم و اينکه اينهمه سختي ارزشش را دارد تا تو به آرزوهايت و تحصيل در دانشگاه  برسي.
اين حال ابتدا به فکر انتقالي گرفتن مي افتي به هر دري مي زني که اينجا نماني دست به دامان هر کسي مي‌شوي از اساتيد بگير تا مدير گروه و رئيس دانشکده اما بي فايده است. براي انتقالي بايد از هفت خوان رستم عبور کني.
همرنگ هر جماعتي نشو!
به کلاس که مي‌روي سختي درس ها هم به مشکلات اضافه مي‌شود حالا بايد تلاشت را بيشتر کني تا از قافله عقب نماني، بايد زودتر با شرايط کنار بيايي. پس از مدتي تصميم مي‌گيري دستي بجنباني و دوست يا دوستاني پيدا کني اما بايد چهار دانگ حواست را جمع کني چون دوست پيراهن نيست که بتواني مرتب عوضش کني.
به قول حميده که دانشجوي سال آخر زبان و ادبيات انگليسي است در دانشگاه حساس‌ترين کار همان انتخاب دوست است که اگر کوتاهي کني و دوست نابابي به پستت بخورد در کوتاه‌ترين زمان ممکن در منجلاب مي‌افتي و انگشت ندامت گزيدن هم هيچ سودي ندارد. پس بهتر است بي‌گدار به آب نزني و همرنگ هر جماعتي نشوي.
ايمان دانشجوي سال دوم مهندسي شيمي است که از کرمانشاه به تهران آمده. او مي‌گويد: "وقتي براي ادامه تحصيل به تهران آمدم با کوهي از مشکلات روبرو شدم. بعد از دلتنگي براي خانواده و کمبود امکانات در خوابگاه، اختلافات فرهنگي مشکل ساز بود."
ايمان در باره عوض شدن دانشجويان ادامه مي‌دهد: " خيلي از دانشجوهاي شهرستاني بعد از اين که به تهران آمدند زير و رو شدند و ترجيح دادند تيشه به ريشه فرهنگ خودشان بزنند. از زبان و فرهنگ و ارزش‌هاي خود دور شدند و همان چهار سال زندگي در تهران کافي بود که از آن‌ها انسان‌هاي ديگري بسازد که حتي به شهرشان برنگردند."
ايمان در آخر مي گويد:" شهرهاي بزرگ پر از رنگ و  فريب و خطرند خيلي وقت‌ها سادگي‌ات کار دستت مي دهد مثل آب خوردن فريب مي‌خوري و وقتي به خودت مي‌آيي مي‌بيني وسط بيراهه اي نه راه پس داري و نه راه پيش."
مهاجرت، افت تحصيلي ومالی وبالاخره انصراف
رضا دانشجوي سال سوم جامعه شناسي مي‌گويد:" بسياري از دانشجوهاي شهرستاني که از شهرشان مهاجرت مي‌کنند و به تهران مي‌آيند، افت تحصيلي دارند که علت اصلي آن مشکلات متعددي است که پيش مي‌آيد. مثل مشکلات مالي، خوابگاه، غربت و دلتنگي. اين مشکلات آنقدر درگيرشان مي‌کند که ديگر دل و دماغ درس خواندن ندارند. بارها و بارها تا يک قدمي انصراف دادن مي روند و بر مي‌گردند."
نمي‌خواهم ته دلت را خالي کنم اما اينجا مشکلات بي شمار است چه مي‌شود کرد بايد کنار بيايي بايد ياد بگيري از کمترين امکانات بيشترين استفاده را کني بايد حواست جمع باشد که دسته گلي به آب ندهي، بايد ياد بگيري چراغ از بهر تاريکي نگه داري و به جاي بريز و بپاش پس انداز کني. بايد به فرهنگ و زبان و ارزش ها و اعتقاداتت پايبند باشي. به قول معروف تا ريشه در آب است، اميد ثمري هست.
مواظب باش ريشه ات از آب در نيايد. از همه اينها که بگذريم اينجا فرصتي است براي اينکه بزرگ شوي تجربه کسب کني و ببيني چند مرده حلاجي. هر بار که دلسرد مي‌شوي به ياد بياور که تو به هدف درس خواندن به اينجا آمده اي پس بايد بماني و با همه اين مشکلات دست و پنجه نرم کني چون از قديم گفته اند هر که را طاووس خواهد، جور هندوستان کشد.

+ نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم آذر 1387 6:14 بعد از ظهر توسط صادق |


X

سلام دوستان عزیز صادق حسنی هستم از کرمانشاه به وبلاگ من خوش آمدید ضمناَ منتظر نظرهای قشنگتونم


Home
Email
Bahar20

Archives

هفته دوم مرداد 1388

هفته دوم آذر 1387

هفته چهارم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته اوّل فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386



Links

قصر عشق
معصوم تر از گل وتنها تر از همیشه
اویی که شناخته شد
فوتوکام
بهاراشعار
تلاطم
کلبه تنهایی من
عاشقانه(غزل جون)
صدای سکوت
هرعکسی که بخواهی-لیلا
نیاتووووو...
یک لبخند زیبای محکم به سوی فردا
رقص چشمات
یلدا
ایدا یکی یدونه
چشمک
خودکار ابی -مجید
پرت وپلاهای یه دختر دیوونه
قلب اهنی
عاشقانه های یک دختر تنها
دختر افتاب
عاشقم من
عشقای بچگی قشنگتره نه؟
شعرهایی تنهایی
سیلاب اشک
صداقت
اسما عشق
......روشنایی زندگی
ایمان وهدی
اکسیر قلب
غم وشادی
1313
قروقاطی
ستاره سهیل
من ودل
دخترک جهنمی
(m-h) رسم زندگی
...تنهایی
باران عشق
کهکشان ارزوها
پاتوق عاشقان
دختر ایرونی عاشق
فقط واسه تو ساختمش
خاطرات بارانی
حرفی از جنس دل
عشق من
تنها عاشق
چشمهای نادیده
از هر دری سخنی
بیقرار
نرم افزارهای جدیدوعکس
ارام تر بگذر
حباب شیشه ای
تنهایی بد دردیه
دو دوست خوب
کلبه دریایی
پس وپیش
من وعاشقی
گم گشته.....دیار عشق
عشق (نازنین)
nicegirl (ایلار)
دنیا غروب ارزوهاست
ابی ترین دختر دنیا
گاه در اغوش این گاه در اغوش ان
شمیم عشق
وفادارترین به تو
آبی ترین دخترایران(فاطمه جان)
دل نوشته های من
سوته دلان
این همه وبلاگ دیدی اینم روش
حرفای نگفته
ترنم انتظار
قلم دونی من
اشک یخی
دوتا دیوونه
تصاویر متحرک برای وبلاگاتون
عاشق منتظر
استقلال همیشه سرور
مردی از لارستان
مسلمان باید امانتداروصادق باشد
دختری از جنس کویر
همه چیز از کامران وهومن
رز آبی
دریادل تنها
عشقس استقلال
کامران +هومن=زهرا
ضد دختر
دانلودسرای بید مجنون
بن بست
beyadedeldadebikas
love stried
عاشقانه(نیما جون)
دل ودلدار
جوک smsتصاویرخفن
سکوت دل
دل نوشته های یک دوست
ستاره فیروزه ای
غمگین
طوفان
طلوع دوباره تک ستاره آبی
سرزمین آبی من
دوپری عاشق
دل آبی به دنبال دلهای آبی
غم تنهایی
عسل برام باش
پرستوی تنها
داستان عشقLovestory
عشق الهی
عشق وتنهایی
خودتی !!!به توچه؟؟؟
بیا تو حالشو ببر!!!
جزیره ی تنها
حادثه عشق عکس جوک واسمس
کوچه تنهایی خیال
پخش مستقیم حرم امام حسین(ع)
دل به هرکی دادم بی وفایی دیدم!!!
در زندگی فقط رانی وبس
پرواز روح
شاه دلبران
عشق یعنی خدا
عشقولی
لحظه های بی کسیم
عشق
بیا تو
دل شیشه ای
مترسک ها ایستاده میمیرند
آتشفشان سنندج(کانی)
غربت دوری
ابر بهاری
الله اکبر
افسانه ی وفاداری
رنگین کمان
مثبت منفی
میعاد وعشق
کلبه غم
من یه دختر تنهام
matnhayiadabivavarzeshi
به سان آسمان بخشنده باش
دختر دوست داشتنی
فرشته مهربون
حقیقت بالاخره فاش میشود
خلوت تنهایی
ND بی وفا
دوریها
سکوت شب
مسافر تنهائی
خواب صورتی
عشق الهی دروجودم جاریست
ساحل درون
مهیار
سارینا
دریچه ای در درون
استقلال قهرمان
بفرمائید تو دم در بده!
کلبه عشق
جهنم شیطانی
یه سمل ویه بوشهر
یک نیم نگاه
ورود ممنوع
غم عشق
سرزمین پسران آبی
آموزش تخصصی گریم
سارینا هکر
من وتو
سکوت
دختری که همه رو عاشق کرد...
نگار من که به مکتب نرفت و...
برسی عوارض استمناء وراه های ترک آن
شور عاشقانه
به وبلاگ سودابه خوش آمدید
پرواز روح
سایت رسمی باشگاه استقلال
shakila
عنوان ندارد
ایمیل وبلاگ قصر عشق
وحید یعنی تنها
پرنده مهاجر
سیمرغ
دانلود رایگان کتاب صوتی
بهترین کد های موزیک برای وبلاگ
طـــراح قـــالــب
** احساسی ترین نوشته ها **
کسب درآمد
جاوا اسکریپت
داستان کوتاه عاشقانه
اس ام اس فارسی
منبع کد آهنگ برای وبلاگ
منبع کد موزیک برای وبلاگ
قالب های بهاربیست


LinkDump

آرشیو پیوندهای روزانه


www.irLearn.com

Download Cod Music



فالنامه

FreeCod Fall Hafez